مردی با چشمان شیشه ای


اشعار ودلنوشته های من - می خواهم زلیوان اشک نفسی تازه کنم

قسمت چهارم شعر خودم(آی آدم،آی دنیا!)

قسمت چهارم شعر خودم(آی آدم،آی دنیا!)انتقال با ذکر ماخذ بلامانع است.
آی آدمها!بیایید بس کنید
فکر مادرهای دلواپس کنید
رحم برآن کودکان نازک ونارس کنید
روزگار مرگ آدم
روزگاران سکوت آدمی
روزگارمرگ انسان
دوره نامردی ونا مردمی
روزگار مرگ عالم
دوری از مردانگی
روزگاری سخت وتلخ
روزگاری پست وزشت
آدما از نوع شمر
بدتر از جنس یزید
صحبت از کشتار انسان های پاک
من که می بینم هزاران شاخه گل
مرگ را بوسیده اند
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
گفتمان از مرگ نیست
من که از پژمردن چند شاخه گل
از نگاه ساکت دنیای خود
بی گناهی را که لبخند می زند برچوب دار
بی گناهی را که پایش مانده است درلای در
جای خانه توی چادر می کند شب را به سر
جای درس ومدرسه هم اسلحه بست بر کمر
اشک در چشمان و بغضم در گلوست
وندرین دنیای،
زهرم در پیاله ،
اشک وخونم در سبو ست
آی آدم!
آی انسان!
این چه انسانیت است!
آی عالم!
آی دنیا!
این چه عقلانیت است!!!
کاش این آدم کمی.........................


نويسنده: sina-sinay شماره خبر: 31 زمان: 18:25 تاريخ: یکشنبه 04 آبان 1393 موضوع: [Post_Cat_Title] لينک به اين مطلب ارسال نظر(0)



CopyRight| 2013 , ali navidi , All Rights Reserved
Powered By a.navidi@ymail.com | Template By: alinavidi

درباره سايت





برچسب هاي وب


کشورهاي جهانی بازديد کننده سايت


جاوا اسکريپت-اچ تي ام ال


جستجوگرسايت


موضوعات وب


لینک های مفید








امکانات وب


منوي اصلي


نويسندگان


آخرين مطالب



لینک دوستان


پيوندهای روزانه


لینک های مفید





سايت اشعار مديريت سايت














اخبار لحظه اي


جستجودراين سايت جستجودراينترنت