مردی با چشمان شیشه ای


اشعار ودلنوشته های من - می خواهم زلیوان اشک نفسی تازه کنم

قسمت دهم شعر خودم(آی آدم،آی انسان)

قسمت دهم شعر خودم(آی آدم،آی انسان)انتقال با ذکر ماخذ بلامانع است.
آی آدم!
آی انسان!
تو به هرجا
وبه هر پست ومقامی برسی
وقت جان دادن تو سنگین است!

آی آدم!
آخرین منزل هستی این است
هرچه داری!
همه از دس بدهی
هرچه کردی!
همه را پس بدهی
شادم آنروز!
حسابم ساده س
وحساب تو چنان پیچیده!
یادت آید که در آن روز حساب من وما پیچیدی؟!
پنبه کردی هرچه را ریسیدیم!
به خیالی همه چی آرومه!
تو به فکری که حسابت پاک اس!
وای بر تو!
به حسابت که چنان پیچیده اس!
فکر کردی!
با خداوند جهان دس می دی!؟
هرچه کردی!
تو به یکباره همه پس می دی
هرچه داری!
همه از دس می دی
وای بر تو!
تو بمانی و همه روز سیاه


نويسنده: sina-sinay شماره خبر: 37 زمان: 16:30 تاريخ: جمعه 16 آبان 1393 موضوع: [Post_Cat_Title] لينک به اين مطلب ارسال نظر(0)



CopyRight| 2013 , ali navidi , All Rights Reserved
Powered By a.navidi@ymail.com | Template By: alinavidi

درباره سايت





برچسب هاي وب


کشورهاي جهانی بازديد کننده سايت


جاوا اسکريپت-اچ تي ام ال


جستجوگرسايت


موضوعات وب


لینک های مفید








امکانات وب


منوي اصلي


نويسندگان


آخرين مطالب



لینک دوستان


پيوندهای روزانه


لینک های مفید





سايت اشعار مديريت سايت














اخبار لحظه اي


جستجودراين سايت جستجودراينترنت