مردی با چشمان شیشه ای


اشعار ودلنوشته های من - می خواهم زلیوان اشک نفسی تازه کنم

قسمت نهم شعر خودم(آی دنیا،آی آدم!)

قسمت نهم شعر خودم(آی دنیا،آی آدم!)انتقال با ذکر ماخذ بلامانع است
باز راس آدمی بالای دار
باز منصورهای عالم سربدار
باز انسان های کافر بی شمار
باز دنیا پرزحیوان
خلق حیوانی ستایش می شود
وای انسان هم که داعش می شود؟!
داعشی ها شمرهای دیگرند
از یزید هم گوی سبقت می برند
عصر عصر آهن است
دوره اهریمن است
باز قلب آدمی از سنگ شد
باز هم یک بار دیگر جنگ شد
باز آدم با یزید همرنگ شد
لیک هابیل درجنون
باز قابیل سربدار
شیعه دیدم دست وپا می زد درون دشت خون
بی سرو بی دست وپا گویا صدا می زد...ح
باز هم دریای خون
یک خلیج از خون شیعه نیلگون
ما خداوند را عبادت می کنیم
از سکوت تلخ عالم ما شکایت می کنیم
آی دنیا!
این چه رسم زندگی است؟!
آی عالم!
این خدا را بندگی است؟!
مردی و مردانگی است؟!
شیوه آزادی وآزادگی است؟!
آی دنیا!
سر بلندو سبز باش
آی آدم!
هرچه هستی مرد باش


نويسنده: sina-sinay شماره خبر: 35 زمان: 18:34 تاريخ: یکشنبه 04 آبان 1393 موضوع: [Post_Cat_Title] لينک به اين مطلب ارسال نظر(0)



CopyRight| 2013 , ali navidi , All Rights Reserved
Powered By a.navidi@ymail.com | Template By: alinavidi

درباره سايت





برچسب هاي وب


کشورهاي جهانی بازديد کننده سايت


جاوا اسکريپت-اچ تي ام ال


جستجوگرسايت


موضوعات وب


لینک های مفید








امکانات وب


منوي اصلي


نويسندگان


آخرين مطالب



لینک دوستان


پيوندهای روزانه


لینک های مفید





سايت اشعار مديريت سايت














اخبار لحظه اي


جستجودراين سايت جستجودراينترنت